الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

55

الغدير ( فارسى )

شد ، پرسيد : اى نعثل ، چه دينى دارى ؟ گفت : من نعثل نيستم ، بلكه عثمان پسر عفان هستم . من بر دين خالص ابراهيم و مسلمان هستم و از مشركان نمىباشم . گفت : دروغ مىگويى . آنگاه با خنجر به گيجگاه راست عثمان زد و او را كشت و وى بر زمين افتاد . « 1 » صاحب استيعاب گفته است : در مورد مباشر قتل عثمان اختلاف است . برخى گفته‌اند كه محمّد بن ابى بكر او را با پيكان زده است و برخى نقل كرده‌اند كه محمّد بن ابى بكر او را محبوس كرده و ديگرى او را كشته است و كسى كه او را كشته ، سودان بن حمران بوده است . يكى گفته كه رومان يمامى او را به قتل رسانده است و ديگرى گفته كه رومان ، مردى از قبيلهء بنى اسد بن خزيمه قاتل او بوده است . همچنين نقل كرده‌اند كه محمّد بن ابى بكر ريش او را گرفته و كشيده و گفته است : معاويه و ابن ابى سرح ترا نجات ندادند و ابن عامر از تو پاسدارى نكرد و او در جواب گفت : اى برادرزاده ، ريشم را رها كن ، به خدا اين ريشى است كه پدرت آن را گرامى مىداشت و راضى نيست كه تو با من اين‌چنين رفتار بكنى . مىگويند كه در اين موقع او عثمان را رها كرد و رفت . برخى هم روايت مىكنند كه محمد بن ابى بكر در آن حال به يكى از كسانى كه همراه او بودند ، اشاره كرد و وى تيرى انداخت و او را كشت ، و خدا داناتر است . صاحب استيعاب همچنين روايت مستدرك را با اين عبارت آورده است : محمّد بن طلحه گفت كه به كنانه گفتم : آيا محمّد بن ابى بكر دستش را به خون عثمان آلود ؟ گفت : پناه به خدا . داخل كه شد ، عثمان به او گفت : اى برادرزاده ، مگر تو رفيق من نبوده‌اى ؟ و با او سخنى گفت كه خارج شد و در خون او دخالتى نكرد . محمد بن طلحه گويد : به كنانه گفتم : پس چه كسى او را كشت ؟ گفت : مردى از اهالى مصر به نام جبلة بن ايهم او را كشت ، آنگاه سه بار در مدينه طواف كرد و گفت : من قاتل نعثل هستم . محب طبرى روايت ابو عمر را در استيعاب كه برطبق آن محمّد بن ابى بكر از كشتن عثمان شرم كرد و از خانهء او بيرون آمد و آنگاه رومان بن سرحان بر عثمان درآمد و او را كشت ، يادآور شده و گفته است : برخى مىگويند : جبلة بن ايهم او را كشته است و برخى

--> ( 1 ) . الاستيعاب : 2 / 477 ، 478 .